کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خودستا | کلماتور
معانی کلمه : خودستا
تلفظ بین المللی :
/xodsˈetɑ/
تلفظ :
[xods'etA]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
کلمات مرتبط
از روی خودستایی
خودستایی
خودستایی کردن
رفتار از روی خودستایی
خودستان
خودستای
حکم خودستایی
روش میدان خودسازگار
ادم خودساز
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
واژه نامه بختیاریکا
لغت نامه دهخدا
خودستا. [ خوَدْ / خُدْ س ِ ] ( نف مرکب ) فخور. ( یادداشت مؤلف ). مدح کننده از خود. لاف زننده درباره خود. از خود تعریف کننده. به خود صفات و فضایل نسبت دهنده.
فرهنگ عمید
ویژگی کسی که کردار و رفتار خود را می ستاید و از فضلیت و برتری خود صحبت می کند.
فرهنگ فارسی
فخور مدح کننده از خود
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
خودمنش، خویشتنبین، لافزن، متکبر، مغرور ≠ غیرستا، متواضع
blow (اسم)ضربت، ضرب، خودستا، فوتtinhorn (اسم)خودستا، تظاهر به پولداریgasser (اسم)خوشی، خودستاblusterer (اسم)خودستاblower (اسم)خودستا، دمنده، وزنده، ماشین مخصوص دمیدن، کسی یا چیزی که بدمد یابوزدbrag (اسم)خودستا، لاف، مباهات، رجز خوانیbucko (اسم)خودستا، خود فروشbraggadocio (اسم)خودستا، خود ستایی، گزافه گو، خود فروشیwhiffler (اسم)خودستا،...
واژه نامه بختیاریکا
قُز قُزی
بالا فروش
کلمات مرتبط
از روی خودستایی
خودستایی
خودستایی کردن
رفتار از روی خودستایی
خودستان
خودستای
حکم خودستایی
روش میدان خودسازگار
ادم خودساز
نظرات