Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خوش شدن

تلفظ بین المللی : /xˈoʃ ʃˈodan/ تلفظ :‌ [x'oS S'odan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خوش طبع شدن
  • خوش منش شدن
  • سگ خور شدن
  • لوطی خور شدن
  • از مسیر خود منحرف شدن
  • از خود بیخود شدن
  • بیمه شدن پیش خود
  • جمع شدن خون یا اخلاط
  • خون جاری شدن از
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خوش شدن. [ خوَش ْ / خُش ْ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) خوب شدن و نکو شدن. || التیام یافتن. || به وجد درآمدن. خوشحال شدن. مسرور گشتن. اهتزاز : مفلسان گر خوش شوند از زر قلب لیک آن رسوا شود در دار ضرب.مولوی. || به حال درآمدن. به حالت صوفیانه ای درآمدن که مقابل قبض است. به بسط درآمدن : چون بنادانی خویش اقرار کردشیخ خوش شد قائم استغفار کرد.عطار....

فرهنگ فارسی

خوب شدن و نکو شدن یا التیام یافتن

مترادف و متضاد

مسرور شدن، شاد گشتن، به وجد آمدن


کلمات مرتبط

  • خوش طبع شدن
  • خوش منش شدن
  • سگ خور شدن
  • لوطی خور شدن
  • از مسیر خود منحرف شدن
  • از خود بیخود شدن
  • بیمه شدن پیش خود
  • جمع شدن خون یا اخلاط
  • خون جاری شدن از
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات