Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خورشید نور

تلفظ بین المللی : /xˈorʃid nˈur/ تلفظ :‌ [x'oRSid n'uR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • انعکاس نور خورشید
  • حلقه نور دور خورشید
  • مخابره به وسیله نور خورشید
  • نور خورشید
  • نیروگاه خورشیدی نور
  • محو در نور خروشیدن
  • خورشیدنور
  • خورشید
  • خورشید سنج
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خورشیدنور. [ خوَرْ / خُرْ ] ( اِ مرکب ) نور خورشید. آفتاب. ضوءالشمس. ( یادداشت مؤلف ) :
چنان زی با رخ خورشیدنورش
که پیش از نان نیفتی در تنورش.
نظامی.

فرهنگ فارسی

نور خورشید آفتاب

کلمات مرتبط

  • انعکاس نور خورشید
  • حلقه نور دور خورشید
  • مخابره به وسیله نور خورشید
  • نور خورشید
  • نیروگاه خورشیدی نور
  • محو در نور خروشیدن
  • خورشیدنور
  • خورشید
  • خورشید سنج
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات