کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : محو در نور خروشیدن
تلفظ بین المللی :
/mˈahv dˈar nˈur xˌoruːʃˈidan/
تلفظ :
[m'ahv d'aR n'uR x,oRu:S'idan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
محور نوری
محو شدن در تاریکی
محو شدن در تو
در محل محفوظی جای گرفتن
در محک ازمایش قرار گرفته
در کدام محل
رویش مو در پشت زهار
محل عبور سیم برق در ساختمان
محل کلیه در بدن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
combust
(فعل)
محو در نور خروشیدن، تبدیل به خاکستر کردن
کلمات مرتبط
محور نوری
محو شدن در تاریکی
محو شدن در تو
در محل محفوظی جای گرفتن
در محک ازمایش قرار گرفته
در کدام محل
رویش مو در پشت زهار
محل عبور سیم برق در ساختمان
محل کلیه در بدن
نظرات