کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : خودداری کردن از
تلفظ بین المللی :
/xoddˈɑri kˈardan ˈaz/
تلفظ :
[xodd'ARi k'aRdan 'az]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خودداری کردن
بطور خودکار عمل کردن
جوش زدن و خودخوری کردن
خریداری کردن
خودسری کردن
خودمانی کردن
خودکار کردن
خواری کردن
خودرایی کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
resist (فعل)ایستادگی کردن، مانع شدن، مخالفت کردن با، مخالفت کردن، خودداری کردن از، مقاومت کردن، استقامت کردن، پایداری کردنforbear (فعل)احتراز کردن، صرف نظر کردن، خودداری کردن، اجتناب کردن از، خودداری کردن از، امساک کردن، گذشت کردن، گذشتن ازforgo (فعل)رها کردن، صرفنظر کردن از، خودداری کردن از، چشم پوشیدن ازkeep from (فعل)خودداری کردن از...
کلمات مرتبط
خودداری کردن
بطور خودکار عمل کردن
جوش زدن و خودخوری کردن
خریداری کردن
خودسری کردن
خودمانی کردن
خودکار کردن
خواری کردن
خودرایی کردن
نظرات