معانی کلمه : خوان پایه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. سفره.
۲. میز غذاخوری.
۳. دستار خوان، دستمال سفره.
۲. میز غذاخوری.
۳. دستار خوان، دستمال سفره.
فرهنگ فارسی
( اسم ) دستار خوان دستمال سفره .
دانشنامه عمومی
کسی که سفره اش همیشه پهن است و مردم از سفره ی او بهره مند میشوند .... یا کسی که مهمان نواز است
