کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : خواست دادن
تلفظ بین المللی :
/xˈɑst dˈɑdan/
تلفظ :
[x'Ast d'Adan]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خجالت دادن
داد خواستن
خواست
خواست برگ
خواست قدرت
خواست اکسیژن زیست شیمیایی
خواست اکسیژن شیمیایی
خواست باطنی
خواست کردن
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
suit
(فعل)
وفق دادن، جور کردن، مناسب بودن، خواستگاری کردن، خواست دادن، لباس دادن به
کلمات مرتبط
خجالت دادن
داد خواستن
خواست
خواست برگ
خواست قدرت
خواست اکسیژن زیست شیمیایی
خواست اکسیژن شیمیایی
خواست باطنی
خواست کردن
نظرات