Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خنک کردن

تلفظ بین المللی : /xˈonak kˈardan/ تلفظ :‌ [x'onak k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • سایه خشک کردن
  • گرد و خاک کردن
  • با خاک ریز محصور کردن
  • با خاک یکسان کردن
  • باحوله خشک کردن
  • خشک شویی کردن
  • خشک کردن
  • زیر خاک کردن
  • صدای برگ خشک ایجاد کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خنک کردن. [ خ ُ ن ُ ک َ دَ ]( مص مرکب ) سرد کردن. تبرید. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

سرد کردن تبرید

مترادف و متضاد

سرد کردن

از شور و نوا انداختن، کم‌شور و شوق کردن

۱. سرد کردن
۲. از شور و نوا انداختن، کمشور و شوق کردن

cool (فعل)ارام کردن، چاییدن، خنک کردن، سرد کردن، خنک ساختنfresh (فعل)خنک کردن، خنک ساختن، تازه کردنkeel (فعل)وارونه کردن، واژگون شدن، خنک کردن، خنک شدن، دلسرد شدن، وارونه شدن، مانع سررفتن دیگ شدنchill (فعل)خنک کردن، سرد کردن، خنک شدن، منجمد کردنrefresh (فعل)روشن کردن، خنک ...

کلمات مرتبط

  • سایه خشک کردن
  • گرد و خاک کردن
  • با خاک ریز محصور کردن
  • با خاک یکسان کردن
  • باحوله خشک کردن
  • خشک شویی کردن
  • خشک کردن
  • زیر خاک کردن
  • صدای برگ خشک ایجاد کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات