Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : گرد و خاک کردن

تلفظ بین المللی : /ɡˈard vˈa xˈɑk kˈardan/ تلفظ :‌ [g'aRd v'a x'Ak k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی
  • گرد و خاک بر پا کردن با کشیدن چیزی برزمین
  • گرد و خاک
  • گرد و خاک گرفتن
  • گرد و خاکی
  • گرم و خشک
  • اقلیم گرم و خشک
  • شمارگر گردوخاک
  • گردوخاک
  • گردوخاک جوّ
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

گرد و خاک کردن. [ گ َ دُ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) غبار کردن. گرد افشاندن. || مجازاً برآشفتن. سخن به درشتی گفتن. غضبناک شدن.

فرهنگ معین

(گَ دُ. کَ دَ ) (مص ل . ) (عا. ) جار و جنجال به راه انداختن ، قشقرق راه انداختن .

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - غبار کردن گرد افشاندن . ۲ - بر آشفتن بدرشتی سخن گفتن غضبناک شدن .

کلمات مرتبط

  • گرد و خاک بر پا کردن با کشیدن چیزی برزمین
  • گرد و خاک
  • گرد و خاک گرفتن
  • گرد و خاکی
  • گرم و خشک
  • اقلیم گرم و خشک
  • شمارگر گردوخاک
  • گردوخاک
  • گردوخاک جوّ
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات