Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خم پذیر

تلفظ بین المللی : /xˈam pˈazir/ تلفظ :‌ [x'am p'aziR]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • الکترونیک خم پذیر
  • خم پذیری
  • خوپذیر
  • خوپذیری
  • خم
  • خُم
  • خم سازی
  • خم شدن
  • خم شده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خم پذیر. [ خ َ پ َ ] ( نف مرکب ) قابل ارتجاع. ( یادداشت بخط مؤلف ) :
کمان تا فزونتر بود خم پذیر
فزون باشدش سختی زخم تیر.
اسدی.
پایم چو دو لام خم پذیر است.
نظامی.

فرهنگ فارسی

قابل ارتجاع

مترادف و متضاد

pliable (صفت)
قابل انعطاف، خم شو، خم پذیر، انحناء پذیر، نرم شدنی

کلمات مرتبط

  • الکترونیک خم پذیر
  • خم پذیری
  • خوپذیر
  • خوپذیری
  • خم
  • خُم
  • خم سازی
  • خم شدن
  • خم شده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات