کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معانی کلمه : خطا گرفتن
تلفظ بین المللی :
/xatˈɑ ɡerˈeftan/
تلفظ :
[xat'A geR'eftan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
دور کسی یا چیزی را خط کشیدن یا قلم گرفتن
خدا گرفتن
خطا گفتن
خطا رفتن
شیپور اعلام خطر مه گرفتگی
یکی را تو ده را نمی دادند سراغ خانه کد خدا را می گرفت
خدا گرفته
حکمت خدا و سخن گفتن با موسی علیه السلام
رفتنش با خودشه امدنش با خدا
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
این معنی را بیشتر بخوانید
خطا گرفتن. [ خ َ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) اشتباه گرفتن. سهو گرفتن. تخطئه کردن. ( یادداشت بخط مؤلف ) : نه در هر سخن بحث کردن رواست خطا بر بزرگان گرفتن خطاست.سعدی ( گلستان ).کسی گیرد خطا بر نظم حافظکه هیچش لطف در گوهر نباشد.حافظ. || گناه کسی را مورد عقاب قرار دادن : خطای بنده نگیری که مهتران و ملوک شنیده اند نصیحت ز کهتران خدم.سعدی.|| عیب گرفتن....
فرهنگ فارسی
اشتباه گرفتن سهو گرفتن
کلمات مرتبط
دور کسی یا چیزی را خط کشیدن یا قلم گرفتن
خدا گرفتن
خطا گفتن
خطا رفتن
شیپور اعلام خطر مه گرفتگی
یکی را تو ده را نمی دادند سراغ خانه کد خدا را می گرفت
خدا گرفته
حکمت خدا و سخن گفتن با موسی علیه السلام
رفتنش با خودشه امدنش با خدا
نظرات