معانی کلمه : خطا رفتن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
باشتباه رفتن بسهو رفتن
مترادف و متضاد
اشتباه شدن
به هدفنخوردن، به هدف نرسیدن
۱. به هدفنخوردن، به هدف نرسیدن
۲. اشتباه شدن

اشتباه شدن
به هدفنخوردن، به هدف نرسیدن
۱. به هدفنخوردن، به هدف نرسیدن
۲. اشتباه شدن