Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خسور

تلفظ بین المللی : /xˈosuːr/ تلفظ :‌ [x'osu:R]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • خسوردن
  • خسوره
  • رزم خسرو
  • اندرز خسرو قبادان
  • سفرنامه ناصر خسرو
  • زیب خسرو
  • شاه خاور
  • انطاکیه خسرو
  • شیرین و خسرو
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

خسور. [ خ َ ] (ع ص ) زیان کار. زیان دیده . زیان زده :
اندر آن تقریر بودیم ای خسور
که خرت لنگ است و منزل دور دور.

(مثنوی ).


خسور. [ خ ُ ] (اِ) پدر شوی . (ناظم الاطباء) (برهان قاطع) : بیکجا بر عروسان و خسوران عروسان دختران داماد پوران . (ویس و رامین ).|| پدرزن . (برهان قاطع) (ناظم الاطباء). || مادرزن ....

فرهنگ عمید

۱. پدرزن.
۲. پدرشوهر.

فرهنگ فارسی

۱ -( مصدر ) زیان کردن . ۲ - ( اسم ) زیانکاری . ۳ - ( اسم ) زیان ضرر .
زیان کار زیان دیده

دانشنامه عمومی

خسور(خسوره) در زبان کردن به معنای پدر همسر است.

در گویش فارسی دری به معنی پدر زن خُسوربیره به معنی برادر زن یا خواهر زن گفته میشود خُسور مادر هم به معنی مادر زن گفته میشود.


کلمات مرتبط

  • خسوردن
  • خسوره
  • رزم خسرو
  • اندرز خسرو قبادان
  • سفرنامه ناصر خسرو
  • زیب خسرو
  • شاه خاور
  • انطاکیه خسرو
  • شیرین و خسرو
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات