Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خسته خانه

تلفظ بین المللی : /xˈasteː xˈɑneː/ تلفظ :‌ [x'aste: x'Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • خانه زیبارویان خفته
  • خسته
  • خسته شدن
  • خسته نشدنی
  • خسته نشده
  • خسته و مانده در اثر سفر
  • خسته و کوفته
  • خسته کردن
  • خسته کردن یاشدن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خسته خانه. [ خ َ ت َ / ت ِ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جایی است که پیران ناتوان و بیمار درمان ناپذیر و کودکان بی کس را در آن نگاهداری می کنند. || بیمارستان در تداول ترکان عثمانی. ( یادداشت بخط مؤلف ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) جایی که ناتوانان را در آن نگاهداری می کنند .

مترادف و متضاد

almshouse (اسم)نوانخانه، خسته خانه، گداخانهasylum (اسم)نوانخانه، خسته خانه، پناه، تیمارستان، بستگاه، گریزگاه، پناه گاهhospice (اسم)منزل، نوانخانه، خسته خانه، بیمارستان، اسایشگاهrest house (اسم)خسته خانهspital (اسم)خسته خانهtown house (اسم)خسته خانه، گداخانه، دار المساکین، خانه شهری...

کلمات مرتبط

  • خانه زیبارویان خفته
  • خسته
  • خسته شدن
  • خسته نشدنی
  • خسته نشده
  • خسته و مانده در اثر سفر
  • خسته و کوفته
  • خسته کردن
  • خسته کردن یاشدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات