معانی کلمه : خزران
لغت نامه دهخدا
خزران . [ خ َ ] (اِ) پارسی خیزران است و آن نوعی نی می باشد. (از مخزن الادویه از انجمن آرای ناصری ). رجوع به خیزران شود. حمدالله مستوقی در وصف آن آرد: چوبش بوجار مانند است چوگان ازو سازند صمغش شیر خشت است . (نزهة القلوب ).
دانشنامه آزاد فارسی
فرهنگ فارسی
۱ - سرزمین قوم خزر در حاشیه بحرخزر. ۲ - بحر خزر.
نام کسانی که در ساحل دریای اسکون سکنی دارند خزر .
نام کسانی که در ساحل دریای اسکون سکنی دارند خزر .
