Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : دربند خزران

تلفظ بین المللی : /dˈarband xazˈarɑn/ تلفظ :‌ [d'aRband xaz'aRAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • دربند
  • دَربَند
  • دربند غار
  • دربند پارس رستوران
  • دربند کیلیکیه
  • دربند بیئن
  • دربند آهنین
  • دربند ارغوان شاه
  • دربند اسفجیر
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

دربند خزران. [ دَ ب َ دِ خ َ زَ ] ( اِخ ) شهری است بر کران دریا میان این شهر و دریا زنجیری کشیده عظیم ، چنانکه هیچ کشتی اندر نتواند آمدن مگر بدرتوری ( ظاهراً: بدستوری ) و این زنجیر اندر دیوارها بسته است محکم که از سنگ و ارزیر کرده اند و از وی جامه کتان و زعفران خیزد و آنجا بندگان افتند از هر جنسی از آن کافران که پیوسته اویند. ( حدود العالم ).

فرهنگ فارسی

شهریست بر کران دریا میان این شهر و دریا زنجیری کشیده عظیم چنانکه هیچ کشتی اندر نتواند آمدن مگر بدر توری ( ظاهرا به دستوری )

کلمات مرتبط

  • دربند
  • دَربَند
  • دربند غار
  • دربند پارس رستوران
  • دربند کیلیکیه
  • دربند بیئن
  • دربند آهنین
  • دربند ارغوان شاه
  • دربند اسفجیر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات