Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خروش برآمدن

تلفظ بین المللی : /xˈoruːʃ barɑmˈadan/ تلفظ :‌ [x'oRu:S baRAm'adan]
لغت نامه دهخدا
  • خروش برامدن
  • خورش بادنجان
  • خروش
  • خروش اب
  • خروش برآوردن
  • خروش کیخسرو
  • خروش جاری
  • خروش خو
  • خروش آمدن
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خروش برآمدن . [ خ ُ ب َ م َ دَ ] (مص مرکب ) خروش برخاستن . فریاد برخاستن . فریاد بلند شدن :
چو بانوی قصر این ملامت بکرد
برآمد خروش از دل نیکمرد.

سعدی (بوستان ).



کلمات مرتبط

  • خروش برامدن
  • خورش بادنجان
  • خروش
  • خروش اب
  • خروش برآوردن
  • خروش کیخسرو
  • خروش جاری
  • خروش خو
  • خروش آمدن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات