Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خرنبار

تلفظ بین المللی : /xˈarnbɑr/ تلفظ :‌ [x'aRnbAR]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد
  • خرنبار کردن
  • خونبار
  • خونبار، خونبار
  • خربار
  • خرانبار
  • خرانبار کردن
  • خرنبا
  • خرنباز
  • خرنباش
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خرنبار. [ خ َ رَم ْ ] ( اِ مرکب ) گردش شخص مجرم سوار بر خر در اطراف شهر و کوی و برزن. ( از ناظم الاطباء ).رجوع به خرانبار شود. || جمعیت و اجتماع و ازدحام. ( از ناظم الاطباء ). رجوع به خرانبار شود.

فرهنگ عمید

مجرمی که برای عبرت دیگران سوار خر کرده و در شهر می گرداندند: یکی مؤاجر بی شرم و ناخوشی که تو را / هزار بار خرنبار بیش کرده عسس (لبیبی: شاعران بی دیوان: ۴۸۶ ).

فرهنگ معین

(خَ رَ ) (اِمر. ) ۱ - مجرمی را سوار خر کردن و در اطراف شهرگردانیدن . ۲ - جمعیت ، ازدحام مردم .

مترادف و متضاد

۱. ازدحام، اجتماع، جمعیت
۲. فتنه، آشوب
۳. مجرمگردانی


کلمات مرتبط

  • خرنبار کردن
  • خونبار
  • خونبار، خونبار
  • خربار
  • خرانبار
  • خرانبار کردن
  • خرنبا
  • خرنباز
  • خرنباش
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات