Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خرانبار

تلفظ بین المللی : /xarˈɑnbɑr/ تلفظ :‌ [xaR'AnbAR]
لغت نامه دهخدا
  • خرانبار کردن
  • خرنبار
  • خرنبار کردن
  • کهن خرابات
  • بیانی خانبابا
  • پیر خرابات
  • خرابآباد
  • خراباتنشین
  • خراباتی
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خرانبار. [ خ َ اَم ْ ] ( اِ مرکب ) جمعیت و هجوم عوام الناس باشد بجهت کاری. ( برهان قاطع ) ( از ناظم الاطباء ) ( انجمن آرای ناصری ) ( از آنندراج ) : بمدح او و قصد دشمنانش همی سازند انس و جان خرانبار.شمس فخری ( انجمن آرای ناصری ). || جماع کردن چند شخص با یکنفر. ( برهان قاطع )( انجمن آرای ناصری ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) : یکی مواجر بی شرم ناخوشی که تراهزار بار خرانبار بیش کرده عسس.لبیبی. || خر ج...

کلمات مرتبط

  • خرانبار کردن
  • خرنبار
  • خرنبار کردن
  • کهن خرابات
  • بیانی خانبابا
  • پیر خرابات
  • خرابآباد
  • خراباتنشین
  • خراباتی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات