Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معنی کلمه :‌ خرماء قسب

تلفظ بین المللی : /xˈormɑ q1ˈasb/ تلفظ :‌ [x'oRmA q1'asb]
لغت نامه دهخدا
  • خرماء
  • خرماء هندی
  • خرماء پارسی
  • زخم خرما
  • کون خرما
  • موش خرما
  • پنیر خرما
  • درخت خرما
  • روغن خرما
لغت نامه دهخدا

لغت نامه دهخدا

خرماءقسب. [ خ ُ ءِ ق َ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خرماخارک. خرماخرک. ( یادداشت به خط مؤلف ) : آبی و امرود و آنچه که به تازی زعرور گویند و خرماء قسب... طبع را خشک کند. ( ذخیره خوارزمشاهی ). و خرماءقسب موافق بود. ( ذخیره خوارزمشاهی ). خرماء قسب و زیتون پس از طعام موافق باشد. ( ذخیره خوارزمشاهی ).

کلمات مرتبط

  • خرماء
  • خرماء هندی
  • خرماء پارسی
  • زخم خرما
  • کون خرما
  • موش خرما
  • پنیر خرما
  • درخت خرما
  • روغن خرما
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات