Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خرماء

تلفظ بین المللی : /xˈormɑ/ تلفظ :‌ [x'oRmA]
لغت نامه دهخدادانشنامه اسلامی
  • خرماء قسب
  • خرماء هندی
  • خرماء پارسی
  • زخم خرما
  • کون خرما
  • مو خرمایی
  • موش خرما
  • پنیر خرما
  • خرمابن
لغت نامه دهخدادانشنامه اسلامی

لغت نامه دهخدا

خرماء. [ خ َ ] (اِخ ) نام اسب زید فوارس ضبی است . (منتهی الارب ).

خرماء. [ خ َ ] (اِخ ) اسبی است مر بنی ابی ربیعة را. (منتهی الارب ).

خرماء. [ خ َ ] (اِخ ) نام اسب راشدبن منفی بن شماس است . (منتهی الارب ).

خرماء. [ خ َ ] (اِخ ) نام زمینی است ازآن ِ بنی عبس بن رباح از عداوه ...

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] خَرماء به فتح خاء بینی یا گوش، سوراخ یا شکافته شده می باشد. این عنوان در باب حج به کار رفته است.خَرْم در لغت به معنای سوراخ شدن و پاره گشتن آمده است؛ از این رو، به حیوانی که بینی یا گوش آن را سوراخ کرده و یا شکافته اند، خرماء گویند. احکام خرماءبنابر قول برخی، حیوانی که بینی اش سوراخ یا پاره شده از قربانی واجب (هدی) و مستحب (اضحیه) کفایت نمی کند. برخی، آن را تنها در قربانی واجب کافی ندان...

کلمات مرتبط

  • خرماء قسب
  • خرماء هندی
  • خرماء پارسی
  • زخم خرما
  • کون خرما
  • مو خرمایی
  • موش خرما
  • پنیر خرما
  • خرمابن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات