معانی کلمه : خردلی
لغت نامه دهخدا
خردلی. [ خ َ دَ ] ( ص نسبی ) منسوب به خردل که نوعی از حبوب است. ( از انساب سمعانی ).
فرهنگ فارسی
منسوب به خردل که نوعی از حبوب است
دانشنامه عمومی
خردلی (انگلیسی: Mustard) از پرده های رنگ زرد است.
wiki: خردلی
مترادف و متضاد
۱. قهوهایمتمایلبهزرد
۲. ازجنس خردل
