Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خراب خانه

تلفظ بین المللی : /xarˈɑb xˈɑneː/ تلفظ :‌ [xaR'Ab x'Ane:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خانه خراب
  • خانه ات یا خانه اش خراب
  • خانه خراب شدن
  • خانه خراب کردن
  • خانه خراب کن
  • خانه خرابی
  • خانه خراش
  • خانه خرابه
  • خانه ٔ خواب
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خراب خانه. [ خ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه ٔخراب. کنایه از محل سکونت بی ارزش است : شبی از شبهای زمستان پر باران در خراب خانه خالی مست و هشیاران نشسته بودم و خاطر بخویشتن مشغول در سرای بهم کرده از خروج و دخول. ( از ترجمه محاسن اصفهان ).

فرهنگ فارسی

خانه خراب کنایه از محل سکونت بی ارزش است .

کلمات مرتبط

  • خانه خراب
  • خانه ات یا خانه اش خراب
  • خانه خراب شدن
  • خانه خراب کردن
  • خانه خراب کن
  • خانه خرابی
  • خانه خراش
  • خانه خرابه
  • خانه ٔ خواب
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات