Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خدنگ افکن

تلفظ بین المللی : /xˈadanɡ ˈafkan/ تلفظ :‌ [x'adang 'afkan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • خدنگ
  • خدنگ انداز
  • خدنگ اسیایی کوچک
  • خدنگ باریک
  • خدنگ باریک انگولایی
  • خدنگ باریک سومالیایی
  • خدنگ باریک نواری
  • خدنگ بینی دراز
  • خدنگ جکسون
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خدنگ افکن. [خ َ دَ اَ ک َ ] ( نف مرکب ) آنکه خدنگ افکند. آنکه تیراندازد. تیرافکن. تیرانداز. خدنگ انداز :
پیاده سپر در سپر آخته
خدنگ افکن از پس کمین ساخته.
اسدی ( گرشاسب نامه ).
ز شست خدنگ افکنان خاست جوش
کمان گوشه ها گشت همراز گوش.
اسدی ( گرشاسب نامه ).

فرهنگ فارسی

آنکه خدنگ افکند آنکه تیر اندازد

کلمات مرتبط

  • خدنگ
  • خدنگ انداز
  • خدنگ اسیایی کوچک
  • خدنگ باریک
  • خدنگ باریک انگولایی
  • خدنگ باریک سومالیایی
  • خدنگ باریک نواری
  • خدنگ بینی دراز
  • خدنگ جکسون
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات