خدنگ .[ خ َ دَ ] (اِخ ) دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل . واقع در سیزده هزارگزی جنوب خاوری بنجار و هفت هزارگزی راه مالرو ده دوست محمد به زابل . این ناحیه در جلگه واقع و آب و هوایش گرم و معتدل و دارای 370 تن سکنه می باشد. زبان اهالی فارسی و بلوچی است و آب آن از رودخانه ٔ هیرمند و محصولاتش غلات و لبنیات است . اهالی به کشاورزی و گله داری و کرباس بافی گذران می کنند. راه آنجا مالرو است . (از فرهنگ ج...
فرهنگ عمید
۱. (زیست شناسی ) درختی با چوب سخت و محکم که از آن نیزه، تیر، زین اسب، و مانند آن می ساختند: پیشگاهی فراخ و اوجی تنگ / از بسی شاخ سرو و بید و خدنگ (نظامی۴: ۶۷۹ ). ۲. تیر راست و بلندی که از چوب این درخت می ساختند: مگر دشمن است این که آمد به جنگ / ز دورش بدوزم به تیر خدنگ (سعدی۱: ۵۳ ). ۳. (صفت ) [مجاز] راست و بلند.
فرهنگ معین
(خَ دَ ) (اِ. ) درختی است با چوبی بسیار سخت و محکم که از آن نیزه و تیر و زین اسب درست کنند.
( اسم ) ۱ - درختی است بسیار سخت که از چوب آن نیزه و تیر و زین اسب سازند . یا تیر خدنگ . تیری که از چوب خدنگ سازند . یا زین خدنگ . زین اسب که از چوب خدنگ سازند . دهی است از بخش پشت آب شهرستان زابل
دانشنامه عمومی
خَدَنگ نام نوعی حیوان گوشت خوار گربه مانند است
خدنگ (سرده). خدنگ (سرده) (نام علمی: Herpestes) نام یک سرده از تیره خدنگ است.خدنگ آسیایی کوچک, Herpestes javanicusH. j. javanicusH. j. authorropunctatusH. j. exilisH. j. orientalisH. j. pallipesH. j. palustrisH. j. peninsulaeH. j. perakensisH. j. rafflesiiH. j. rubrifronsH. j. siamensisH. j. tjerapaiwiki: خدنگ (سرده)...