معانی کلمه : خجالت اوردن
لغت نامه دهخدا
( خجالت آوردن ) خجالت آوردن. [ خ َ / خ ِ ل َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) موجب خجالت شدن. باعث خجالت شدن. جلب خجالت کردن. ایجاد خجالت کردن :
سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم.
سیم دغل خجالت و بدنامی آورد
خیز ای حکیم تا طلب کیمیا کنیم.
فرهنگ فارسی
( خجالت آوردن ) موجب خجالت شدن باعث خجالت شدن
