کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خبیر-کردن | کلماتور
معنی کلمه : خبیر کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈabir kˈardan/
تلفظ :
[x'abiR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
کلمات مرتبط
خبر کشی کردن
خبیی کردن
خمیر درست کردن
خمیر کردن
درست خمیر کردن
فتح خیبر کردن
خبر کردن
خرد و خمیر کردن
خفیر کردن
لغت نامه دهخدا
لغت نامه دهخدا
خبیر کردن. [ خ َ ک َ دَ ]( مص مرکب ) مطلع کردن. واقف کردن. آگاه کردن. مطلع نمودن. اطلاع دادن. آشنا کردن. بینا کردن :
هر جمادی را کند فضلش خبیر
غافلان را کرده قهر او ضریر.
مولوی.
کلمات مرتبط
خبر کشی کردن
خبیی کردن
خمیر درست کردن
خمیر کردن
درست خمیر کردن
فتح خیبر کردن
خبر کردن
خرد و خمیر کردن
خفیر کردن
نظرات