Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خبرچینی کردن

تلفظ بین المللی : /xˈabartʃˌini kˈardan/ تلفظ :‌ [x'abaRtS,ini k'aRdan]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • زمینه برچینی کردن
  • خبرگیری کردن
  • خبرچینی
  • خبرچین
  • خارچینی
  • خبرینی
  • خبرچین بیکران
  • زمینه برچینی
  • عکس زمینه برچینی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

خبرچینی کردن. [خ َ ب َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کسب خبر کردن و خبر از جایی به جایی بردن. || جاسوسی کردن. از روی پلیدی خبر از محلی به محل دیگر بردن تا بین مردمان دشمنی افتد. || نمامی کردن. سخن چینی کردن.

فرهنگ فارسی

کسب خبر کردن و خبر از جایی به جایی بردن یا جاسوسی کردن .

مترادف و متضاد

inform (فعل)
اگاه کردن، گفتن، خبر دادن، اگاهی دادن، مطلبی را رساندن، چغلی کردن، خبرچینی کردن، خبردادن از، اطلاع دادن، مستحضر داشتن

delate (فعل)
متهم کردن، چغلی کردن، خبرچینی کردن، خبردادن از

کلمات مرتبط

  • زمینه برچینی کردن
  • خبرگیری کردن
  • خبرچینی
  • خبرچین
  • خارچینی
  • خبرینی
  • خبرچین بیکران
  • زمینه برچینی
  • عکس زمینه برچینی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات