Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خبجه

تلفظ بین المللی : /xˈabdʒeː/ تلفظ :‌ [x'abdZe:]
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی
  • روش خبره بنیاد
  • سامانۀ خبره
  • انور خوجه
  • قره خوجه لو
  • گوش خبه
  • خبره خوراک
  • خبره و ماهر
  • خبره و پیشرفته کردن
  • خبره زاده سید علی اصغر
لغت نامه دهخدافرهنگ معینفرهنگ فارسیدانشنامه عمومی

لغت نامه دهخدا

خبجه.[ خ َ ج َ ] ( اِ ) تمر هندی. خرمای هندی. ( از برهان قاطع ) ( از فرهنگ جهانگری ) ( از آنندراج ) ( از غیاث اللغات ) ( از ناظم الاطباء ) ( از فرهنگ شعوری ج 1 ورق 379 ).

فرهنگ معین

(خَ جِ ) (اِ. ) نک تمر.

فرهنگ فارسی

( اسم ) تمرهندی .

دانشنامه عمومی

خبجه (به لهستانی: Chebdzie) یک روستا در لهستان است که در گمینا موسکوژو واقع شده است. خبجه ۱۶۹ نفر جمعیت دارد.
فهرست شهرهای لهستان
wiki: خبجه

کلمات مرتبط

  • روش خبره بنیاد
  • سامانۀ خبره
  • انور خوجه
  • قره خوجه لو
  • گوش خبه
  • خبره خوراک
  • خبره و ماهر
  • خبره و پیشرفته کردن
  • خبره زاده سید علی اصغر
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات