معانی کلمه : خباثت
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. بدجنسی، بدذاتی.
۲. [قدیمی] پلیدی، ناپاکی.
۲. [قدیمی] پلیدی، ناپاکی.
فرهنگ معین
(خَ ثَ ) [ ع . خباثة ] (اِمص . ) پلیدی ، ناپاکی .
مترادف و متضاد
پلیدی، ناپاکی
بدجنس شدن، بدطینت گشتن، پلیدشدن
بدجنسی، بدسرشتی، بدنهادی، پستفطرتی، پلیدی، شرارت
۱. بدجنسی، بدسرشتی، بدنهادی، پستفطرتی، پلیدی، شرارت،
۲. بدجنس شدن، بدطینت گشتن، پلیدشدن،
۳. پلیدی، ناپاکی
فرهنگ فارسی ساره
ناپاکی، پلید
