معانی کلمه : خارج اهنگ
لغت نامه دهخدا
( خارج آهنگ ) خارج آهنگ. [ رِ هََ ] ( ص مرکب ) آهنگ ناموافق و ناموزون. ( ناظم الاطباء ) :
بفرمود تا آن دو سرهنگ را
دو کج زخمه خارج آهنگ را...بمن بر شده لشکری دیده بان
همه خارج آهنگ وناخوش زبان.
بفرمود تا آن دو سرهنگ را
دو کج زخمه خارج آهنگ را...بمن بر شده لشکری دیده بان
همه خارج آهنگ وناخوش زبان.
فرهنگ عمید
( خارج آهنگ ) ۱. (موسیقی ) ناموزن.
۲. [قدیمی، مجاز] ناموافق، ناساز، ناهماهنگ: بفرمود تا آن دو سرهنگ را / دو کژزخمهٴ خارج آهنگ را (نظامی۵: ۸۴۳ ).
۲. [قدیمی، مجاز] ناموافق، ناساز، ناهماهنگ: بفرمود تا آن دو سرهنگ را / دو کژزخمهٴ خارج آهنگ را (نظامی۵: ۸۴۳ ).
فرهنگ فارسی
( خارج آهنگ ) ( صفت ) ۱ - مخالف آهنگ موسیقی ناساز. ۲ - نا موافق نا هماهنگ .
