معانی کلمه : خارج آهنگ
لغت نامه دهخدا
بفرمود تا آن دو سرهنگ را
دو کج زخمه ٔ خارج آهنگ را...
بمن بر شده لشکری دیده بان
همه خارج آهنگ وناخوش زبان .
فرهنگ عمید
۱. (موسیقی) ناموزن.
۲. [قدیمی، مجاز] ناموافق؛ ناساز؛ ناهماهنگ: ◻︎ بفرمود تا آن دو سرهنگ را / دو کژزخمهٴ خارجآهنگ را (نظامی۵: ۸۴۳).
