کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه خار-کردن | کلماتور
معانی کلمه : خار کردن
تلفظ بین المللی :
/xˈɑr kˈardan/
تلفظ :
[x'AR k'aRdan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
خار بست کردن
خار در جائی کردن
گرد و خاک کردن
لوطی خور کردن
با خال تزئین کردن
با خاک ریز محصور کردن
با خاک یکسان کردن
با فشار خارج کردن
از بازی یا معرکه خارج کردن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
خارکردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ژولیدگی مو را با شانه از بین بردن. از هم جدا کردن موی ژولیده و آشفته بوسیله شانه و خاصه شانه دنده درشت. غاز کردن.
فرهنگ فارسی
ژولیدگی مو را با شانه از بین بردن از هم جدا کردن موی ژولیده و آشفته بوسیله شانه و خاصه شانه دنده درشت .
مترادف و متضاد
این معنی را بیشتر بخوانید
trick (فعل)خار کردن، بامبول زدن، حقه بازی کردن، شوخی کردن، حیله زدنbrush (فعل)مسواک زدن، لیف زدن، نقاشی کردن، ماهوت پاک کن زدن، قلم مو زدن، تند گذشتن، خار کردن، تماس حاصل کردن و اهسته گذشتنcomb (فعل)جستجو کردن، خار کردن، شانه کردن...
کلمات مرتبط
خار بست کردن
خار در جائی کردن
گرد و خاک کردن
لوطی خور کردن
با خال تزئین کردن
با خاک ریز محصور کردن
با خاک یکسان کردن
با فشار خارج کردن
از بازی یا معرکه خارج کردن
نظرات