Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : خار مغیلان

تلفظ بین المللی : /xˈɑr moq1ˈilɑn/ تلفظ :‌ [x'AR moq1'ilAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حشره خوار مک میلان
  • صدف خوار ماژلان
  • خار
  • خار شکل
  • خار مانند
  • خار نوک تیز
  • خار چسبنده
  • خار چیدن
  • خار کردن
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

خار مغیلان. [ رِ م ُ ] ( ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) خار درخت ام غیلان که هندش کیگر گویند یعنی ببول. ( آنندراج ).ام غیلان ، مغیلان ، سَمر، طَلح رجوع به ام غیلان شود، قتادة. ( منتهی الارب ). حَسَک. ( صراح اللغة ) : جمال کعبه چنان می کشاندم بنشاطکه خارهای مغیلان حریر می آید.سعدی.ای بادیه هجران تا عشق حرم باشدعشاق نیندیشند از خار مغیلانت.سعدی.در بیابان گر بشوق کعبه خواهی زد قدم سرزنشها گر کند خار مغیلان ...

فرهنگ فارسی

خار درخت ام غیلان که هندش کیگر گویند

کلمات مرتبط

  • حشره خوار مک میلان
  • صدف خوار ماژلان
  • خار
  • خار شکل
  • خار مانند
  • خار نوک تیز
  • خار چسبنده
  • خار چیدن
  • خار کردن
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات