معانی کلمه : خات
لغت نامه دهخدا
خات. ( اِ ) زغن راگویند که غلیواژ یا غلیواج است. ( از غیاث ) ( آنندراج ) ( برهان ). خاد. رجوع به همین کلمه شود :
شاها ز تو غوری بلباسات بجست
ماننده چوزه از کف خات بجست
از اسب پیاده گشت و رخ پنهان کرد
پیلان بتو شاه داد و از مات بجست.
شاها ز تو غوری بلباسات بجست
ماننده چوزه از کف خات بجست
از اسب پیاده گشت و رخ پنهان کرد
پیلان بتو شاه داد و از مات بجست.
فرهنگ عمید
خاد#NAME?
= خاد
فرهنگ فارسی
( اسم ) زعن غلیواج موش گیر حداه.
زغن را گویند که غلیواژ یا غلیواج است
زغن را گویند که غلیواژ یا غلیواج است
