Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حنطه

تلفظ بین المللی : /hˈanteː/ تلفظ :‌ [h'ante:]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی
  • لباب الحنطه
  • علی حنطه
  • حطه
  • حیطه
  • سیستم اطلاع رسانی در حیطه دانشگاه
  • حیطه بندی
  • حنده زاری
  • حِنتَه کَشی
  • دیر حنه
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

( حنطة ) حنطة. [ ح ِ طَ ] ( ع اِ ) قمح. گندم. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ) ( مهذب الاسماء ). و ضماد ممصوغ آن گزیدن سگ را نافع است. ج ، حِنَط. ( اقرب الموارد ).
- حِنطه رومی ؛ خالاون. خندروس. و آن قسمی گندم سیاه و باریک و دراز باشد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). و رجوع به تحفه حکیم مؤمن شود.
- حنطة صغار ؛ سلت. طیفا. طراغوس. ( یادداشت مرحوم دهخدا ).
حنطة. [ ...

فرهنگ عمید

گندم.

فرهنگ فارسی

گندم
( اسم ) گندم جمع : حنط

کلمات مرتبط

  • لباب الحنطه
  • علی حنطه
  • حطه
  • حیطه
  • سیستم اطلاع رسانی در حیطه دانشگاه
  • حیطه بندی
  • حنده زاری
  • حِنتَه کَشی
  • دیر حنه
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات