معانی کلمه : حضیض
لغت نامه دهخدا
فرهنگ عمید
۱. پستی، نشیب.
۲. (نجوم ) نزدیک ترین نقطه از مدار ستاره.
٣. جای پست در زمین یا پایین کوه
۲. (نجوم ) نزدیک ترین نقطه از مدار ستاره.
٣. جای پست در زمین یا پایین کوه
فرهنگ معین
(حَ ض ) [ ع . ] (اِ. ) ۱ - فرود، پستی . ۲ - جای پست در زمین یا پایین کوه .
فرهنگ فارسی
پستی، نشیب، جای پست درزمین یاپایین کوه
(اسم ) ۱ - نشیب پستی مقابل فراز بالا اوج (( زندگانی اوج و حضیض دارد . ) ) ۲ - جای پست در پایین کوه یا در زمین بن کوه دامن. کوه . ۳ - نقط. مقابل اوج . جمع : حضض .
(اسم ) ۱ - نشیب پستی مقابل فراز بالا اوج (( زندگانی اوج و حضیض دارد . ) ) ۲ - جای پست در پایین کوه یا در زمین بن کوه دامن. کوه . ۳ - نقط. مقابل اوج . جمع : حضض .
مترادف و متضاد
پستی، فرود، قعر، نشیب ≠ اوج
nadir (اسم)
حضیض، نظیرالسمت، سمت القدم
perigee (اسم)
حضیض
فرهنگستان زبان و ادب
[نجوم] ← حضیض خورشیدی
[نجوم] ← حضیض زمینی
[نجوم] ← حضیض زمینی
