معانی کلمه : اوج یا حضیض
فرهنگ فارسی
نقاطی در مدار بیضوی جِرمی به دور جِرم دیگر، هنگامی که آن دو در دورترین یا نزدیکترین فاصله نسبت به هم باشند
فرهنگستان زبان و ادب
{apsis, apse} [نجوم] نقاطی در مدار بیضوی جِرمی به دور جِرم دیگر، هنگامی که آن دو در دورترین یا نزدیک ترین فاصله نسبت به هم باشند
کلمات مرتبط
- تیم اول دانشگاه یا دانشکده
- شخص یا چیز درجه اول
- قصه یا عمل خنده اور
- سیاحت نامه ابراهیم بیک یا بلای تعصب او
- اوا و اعمال جداسازی فر اورده های محصولات توسط حیوانات بومی مشتمل بر گاو یا دیگر چارپایان را گویند
- سر خانه ی اول خود رفتن یا به خانه ی اول خود برگشتن
- الهیات طبیعی و یا مدارک وجود خدا و صفات او
- او نی یا
- اوجی یا نیگاتا
