معانی کلمه : حسگر زیست پزشکی
فرهنگ فارسی
حسگری که برای پایشهای تهاجمی یا غیرتهاجمی متغیرهای کاراندامشناختی کلیدی بهمنظور تشخیص طبی و نظارت بر درمان به کار میرود
فرهنگستان زبان و ادب
{biomedical sensor} [مهندسی پزشکی] حسگری که برای پایش های تهاجمی یا غیرتهاجمی متغیرهای کاراندام شناختی کلیدی به منظور تشخیص طبی و نظارت بر درمان به کار می رود
