کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی کلمه : حس کردنی
تلفظ بین المللی :
/hˈes kardˈani/
تلفظ :
[h'es kaRd'ani]
پیمایش سریع
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
بی حس و بی روح کردن
بی حس کردن
حس کردن
دوباره حس کردن
حس
حس اگاهی
حس بویایی
حس ترحم
حس تشخیص
مترادف و متضاد
مترادف و متضاد
palpable
(صفت)
اشکار، واضح، قابل لمس، پرماسیدنی، حس کردنی، پر ماس پذیر
کلمات مرتبط
بی حس و بی روح کردن
بی حس کردن
حس کردن
دوباره حس کردن
حس
حس اگاهی
حس بویایی
حس ترحم
حس تشخیص
نظرات