Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حریس

تلفظ بین المللی : /hˈaris/ تلفظ :‌ [h'aRis]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی
  • حریسه
  • دیدبان حریق
  • دیده وری حریق
  • رده بندی ابعاد حریق
  • رده بندی علت حریق
  • ردۀ خطر حریق
  • رفتار حریق
  • رفتار لگام گسیختۀ حریق
  • زمان بیش فعالی حریق
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

حریس . [ ح َ ] (اِخ ) بطنی است از ربیعةبن خولان به یمن .

حریس . [ ح ُرَ ] (اِخ ) ابن بشیر بجلی . استاد سفیان ثوری است .

حریس. [ ح َ ] ( اِخ ) بطنی است از ربیعةبن خولان به یمن.

حریس. [ ح ُرَ ] ( اِخ ) ابن بشیر بجلی. استاد سفیان ثوری است.

فرهنگ فارسی

ابی بشیر بجلی استاد سفیان ثوریست

گویش مازنی

از توابع دهستان بیرون بشم شهرستان چالوس

/haris/ از توابع دهستان بیرون بشم شهرستان چالوس

کلمات مرتبط

  • حریسه
  • دیدبان حریق
  • دیده وری حریق
  • رده بندی ابعاد حریق
  • رده بندی علت حریق
  • ردۀ خطر حریق
  • رفتار حریق
  • رفتار لگام گسیختۀ حریق
  • زمان بیش فعالی حریق
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات