معانی کلمه : دیدبان حریق
فرهنگ فارسی
شخصی که وظیفهاش آشکارسازی و گزارش حریق از نقطهای مشرف به آن است
فرهنگستان زبان و ادب
{fire lookout , towerman} [مهندسی منابع طبیعی- محیط زیست و جنگل] شخصی که وظیفه اش آشکارسازی و گزارش حریق از نقطه ای مشرف به آن است
