کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حرف-شنو | کلماتور
معانی کلمه : حرف شنو
تلفظ بین المللی :
/hˈarfʃnuː/
تلفظ :
[h'aRfSnu:]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
کلمات مرتبط
حرف شنوی
حرف شنوی کردن
حرفشنو
حرفشنوی
حرفشناس
حرفنشنو
حرف
حرف اخر
حرف اضافه
لغت نامه دهخدا
فرهنگ معین
فرهنگ فارسی
مترادف و متضاد
لغت نامه دهخدا
حرف شنو. [ ح َ ش ِ ن َ / نُو ] ( نف مرکب ) کسی که تحت تأثیر سخن قرار گیرد. دهن بین. در بزرگسالان صفت مذموم است و در کودکان صفت مدح است : بچه حرف شنو. سربراه.
فرهنگ معین
( ~. ش نُ ) [ ع - فا. ] (ص مر. ) معقول ، سر به راه ، نصیحت پذیر. مق . حرف نشنو.
فرهنگ فارسی
کسی که تحت تاثیر سخن قرار گیرد
مترادف و متضاد
نصیحتپذیر، پندپذیر، حرفگوشکن، مطیع، فرمانبردار، پندنیوش ≠ حرف نشنو، نصیحتناپذیر، خودسر
obedient
(صفت)
رام، رام شدنی، سر براه، خاضع، فرمانبردار، مطیع، سربزیر، خاشع، حرف شنو
کلمات مرتبط
حرف شنوی
حرف شنوی کردن
حرفشنو
حرفشنوی
حرفشناس
حرفنشنو
حرف
حرف اخر
حرف اضافه
نظرات