Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حدرجان

تلفظ بین المللی : /hˈadrdʒɑn/ تلفظ :‌ [h'adRdZAn]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • حرجان
  • طاق الحرانی
  • علی حرانی
  • ثابت بن قره حرانی
  • حردانی جواد
  • حدثان
  • حجران
  • حدثان الدهر
  • حران
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حدرجان . [ ح ِ رِ ] (ع ص ) کوتاه بالا. (منتهی الارب ).

حدرجان. [ ح ِ رِ ] ( ع ص ) کوتاه بالا. ( منتهی الارب ).حدرجان. [ ح ِ رِ ] ( اِخ ) ابن مالک اسدی یمانی. وی با برادرش اسودبن مالک بر پیغمبر وارد شد و ایمان آورد. ابن مندة گوید: فقط اسحاق رملی او را یاد کرده و ابن حجر گوید هر دو مجهول هستند. ( الاصابة قسم اول ج 1 ص 45 و قسم اول حرف حاء ج 1 ص 331 )....

فرهنگ فارسی

ابن مالک اسدی یمانی وی با برادرش اسود بن مالک بر پیغمبر وارد شد و ایمان آورد

کلمات مرتبط

  • حرجان
  • طاق الحرانی
  • علی حرانی
  • ثابت بن قره حرانی
  • حردانی جواد
  • حدثان
  • حجران
  • حدثان الدهر
  • حران
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات