Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حران

تلفظ بین المللی : /harˈɑn/ تلفظ :‌ [haR'An]
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنی
  • حران الصغری
  • حران الکبری
  • حران یران
  • حران السویدا
  • حران العوامید
  • حران معره النعمان
  • نبرد حران
  • ابوالحسن الحران
  • قنات حوض حران نایین
لغت نامه دهخدادانشنامه آزاد فارسیفرهنگ فارسیدانشنامه عمومینقل قولگویش مازنی

لغت نامه دهخدا

حران . [ ح َرْ را ] (اِخ ) ریگی است به بادیة.

حران . [ ح َرْ را ] (اِخ ) نام دهی است به حَلب .

حران . [ ح َرْ را ] (اِخ ) قریه ای است به غوطه ٔ دمشق .

حران . [ ح َرْ را ] (اِخ ) احمدبن محمد جوهری شاعر مصیصی . (تاج العروس ).

حران . [...

دانشنامه آزاد فارسی

حَرّان (Carrhae)خرابه های دانشگاه حَرّان(یا: کارهه؛ کارَه؛ کارای) شهری رومی در درۀ رود خابور در جنوب ترکیۀ امروزی. شهر حَرّان دارای دو دورۀ تاریخی است. دورۀ اول به قرن ۹ پ م بازمی گردد که آشور نَصیرپال آن را در بِینُ النَّهرین ساخت. پس از سقوط نِینَوا در ۶۱۲پ م، پایتخت آشور به آن جا منتقل شد؛ تا آن که در ۶۱۰پ م به دست سپاه کَلدِه گشوده شد. دورۀ دوم حران رومی است. جمعیت شهر در این دوره از اعراب، رو...

فرهنگ فارسی

شهری قدیم و مشهوراست در جزیره در ۳۵ کیلو متری جنوب اورفه در ساحل نهر جلاب و امروزه بشکل قریه خرابی دیده میشود . مورخان رومی این شهر را بنام کاره نام میبرند. در اوایل اسلام نیز این شهر معمور بود و جمعی از مشاهیر از آن برخاسته اند و برخی از حکما و اطبای آن خود را صابی معرفی میکردند و نیز اکثر مترجمان کتب فلسفی و طبی عرب از مردم حران بودند .
هاران

دانشنامه عمومی

مختصات: ۳۶°۵۲′۳۹″ شمالی ۳۹°۰۲′۰۲″ شرقی / ۳۶٫۸۷۷۵۰°شمالی ۳۹٫۰۳۳۸۹°شرقی / 36.87750; 39.03389حدود ۲۳۷ تا ۲۳۸ اردشیر بابکان پادشاه ساسانی حملات جدیدتری علیه پادشاهی روم آغاز کرد و شهرهای نصیبین و حران را فتح نمود.حران شهری بسیار کهن در میان رودان است که اکنون در استان شانلی اورفه ترکیه قرار دارد.حران منزل ابراهیم پیغمبر بود و به ویژه به عنوان مرکز عمده صابئین و دین آنها نامدار است. شهرت جاودانی این...

نقل قول

حَرّان از شهرهای بسیار کهن، میان رودان است که اکنون در استان شانلی اورفه ترکیه قرار دارد.• «حرّان شهری است که آن را نه نشانی است از زیبایی و نه آسایشی و سایه ای که به شب و روزش در آن بیاسایی، هوایش از ریشه ی نامش رُسته و آبش با سردی آشنایی نَجُسته است، دشت و هامونش از تف نیمروز سوزان است و شهر چونان کوره ای فروزان، نه در آن خفتنی توانی گرچه قلیل و نه دمی برآری جز دشوار و ثقیل، در متن بیابانی بی فر...

گویش مازنی

حیران

/heraan/ حیران

کلمات مرتبط

  • حران الصغری
  • حران الکبری
  • حران یران
  • حران السویدا
  • حران العوامید
  • حران معره النعمان
  • نبرد حران
  • ابوالحسن الحران
  • قنات حوض حران نایین
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات