معانی کلمه : حداقل اقامت
فرهنگ فارسی
کوتاهترین زمان لازم برای اقامت مسافر در یک مقصد مشخص، در ازای نرخ ثابتی که دستاندرکاران گردشگری تعیین کردهاند
فرهنگستان زبان و ادب
{minimum stay} [گردشگری و جهانگردی] کوتاه ترین زمان لازم برای اقامت مسافر در یک مقصد مشخص، در ازای نرخ ثابتی که دست اندرکاران گردشگری تعیین کرده اند
