Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حداقل

تلفظ بین المللی : /hˌaddeˈaq1al/ تلفظ :‌ [h,adde_'aq1al]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره
  • حداقل دستمزد
  • حداقل اقامت
  • حداقل خدمات
  • حداقل زمان انتقال
  • حداقل سرعت پیوسته
  • حداقل سرعت 30 کیلومتر
  • حداقل غلظت الوئولی
  • حداقل مربعات جزئی
  • حداقل مربعات خطی
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسیدانشنامه عمومیمترادف و متضادفرهنگ فارسی ساره

لغت نامه دهخدا

حداقل. [ ح دْ دِ اَق َل ل ] ( ترکیب وصفی ، اِ مرکب ، ق مرکب ) دست کم . رجوع بحد بمعنی اندازه شود.

فرهنگ فارسی

دست کم

دانشنامه عمومی

کمترین، کمترین اندازه.

مترادف و متضاد

کمینه، دست‌کم، لااقل ≠ حداکثر، بیشینه

minimum (اسم)
حد اقل، کمینه، کهین

minim (صفت)
خرد، کمترین، وابسته به حداقل، حد اقل

فرهنگ فارسی ساره

دست کم، کمینه


کلمات مرتبط

  • حداقل دستمزد
  • حداقل اقامت
  • حداقل خدمات
  • حداقل زمان انتقال
  • حداقل سرعت پیوسته
  • حداقل سرعت 30 کیلومتر
  • حداقل غلظت الوئولی
  • حداقل مربعات جزئی
  • حداقل مربعات خطی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات