Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حامضه

تلفظ بین المللی : /hˈɑmezˌeː/ تلفظ :‌ [h'Amez,e:]
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی
  • رمان حامض
  • حامض مورچه
  • حامض کردن
  • حامله بودن
  • حامله شدن
  • حامله کردن
  • حامض
  • حامله
  • حامده
لغت نامه دهخدافرهنگ فارسی

لغت نامه دهخدا

حامضة. [ م ِ ض َ ] (اِخ ) چشمه ٔ آبی است مقابل چاه حُلوة واقع میان سمیراء و حاجر. ابوزیاد گوید: حامضة آبی است از آبهای بکربن کلاب . (معجم البلدان ).

حامضة. [ م ِ ض َ ] (ع ص ) نعت فاعلی مؤنث از حمض و حموض (منتهی الارب ) و حموضة. || ابل حامضة؛ شتران شورگیاه خورنده . ج ، حوامض . شترانی که گیاه شور خورده باشند.

( حامض...

فرهنگ فارسی

چشمه آبی است مقابل چاه حلوه واقع میان سمیرائ و حاجر

کلمات مرتبط

  • رمان حامض
  • حامض مورچه
  • حامض کردن
  • حامله بودن
  • حامله شدن
  • حامله کردن
  • حامض
  • حامله
  • حامده
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات