Main logo
کلماتور
  • صفحه اصلی
  • محفل
  • گنجینه شعر
  • فرهنگ لغات
  • ساز و آواز
  • استودیو
  • بازی

معانی کلمه : حامض

تلفظ بین المللی : /hˈɑmez/ تلفظ :‌ [h'Amez]
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد
  • حامض مورچه
  • حامض کردن
  • حامض اللبن
  • حامض مروزی
  • رمان حامض
  • سلیمان بن محمد حامض
  • حامضه
  • حامضی
  • خالد الحامضی
لغت نامه دهخدافرهنگ عمیدفرهنگ معینفرهنگ فارسیمترادف و متضاد

لغت نامه دهخدا

حامض . [ م ِ ] (اِخ ) احمدبن عبداﷲبن عبدالصمدبن علی بن عبداﷲبن عباس بن عبدالمطلب هاشمی ، مکنی به ابوالعبر. و او را حمدون حامض نیز گویند. رجوع به معجم الادباء ج 6 ص 271 و ابن ندیم ص 217 و ابوالعبر هاشمی شود.

حامض . [ م ِ ] (ع ص ) نعت...

فرهنگ عمید

ترش مزه، ترش.

فرهنگ معین

(مِ ) [ ع . ] (اِفا. ص . ) ترش ، ترش مزه .

فرهنگ فارسی

ترس، ترش مزه، حموضت، حمض، حوامض جمع
( اسم صفت ) ترش ترش مزه ( غذا دوا ) .
مکنی به ابوموسی یکی از ائمه نحویین کوفه

مترادف و متضاد

ترش، ترش‌مزه ≠ شیرین

۱. ترش، ترشمزه ≠ شیرین
۲. شور
۳. تلخ
۴. گس

acid (اسم)
جوهر، حامض، بدجنسی، جوهر اسید

کلمات مرتبط

  • حامض مورچه
  • حامض کردن
  • حامض اللبن
  • حامض مروزی
  • رمان حامض
  • سلیمان بن محمد حامض
  • حامضه
  • حامضی
  • خالد الحامضی
درباره کلماتور

کلماتور خانه‌ای برای واژه‌ها و نغمه‌هاست؛ جایی که فرهنگ لغت، ادبیات، شعر و موسیقی ایران در کنار هم زنده می‌مانند و رشد می‌کنند. ما باور داریم که زبان و ادبیات، حافظه‌ی جمعی یک ملت‌اند؛ و کلماتور تلاشی است برای پاسداشت و گسترش این میراث ارزشمند. این وب‌سایت در حال حاضر در مرحله آزمایشی قرار دارد و تیم ما پیوسته در حال بهبود و تکمیل بخش‌های گوناگون آن است. از شکیبایی، همراهی و اعتماد شما صمیمانه سپاسگزاریم.

لینک‌های کاربردی
  • ورود
  • ثبت نام
  • سیستم امتیاز دهی
  • پرسش‌های متداول
  • شرایط خدمات
  • امنیت و حریم خصوصی
رویدادی های اخیر

استودیو کلماتور راه اندازی شد (۲۲ مرداد ۱۴۰۵)

امکان ارسال نظرات فراهم شد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

محفل به راه افتاد (۲۰ آذر ۱۴۰۴)

طراحی و اجرا توسط شرکت توسعه هوش با همکاری ساینتیست

نظرات