کلماتور
وارد شوید
صفحه اصلی
محفل
گنجینه شعر
فرهنگ لغات
ساز و آواز
استودیو
بازی
منو
وارد شوید
معنی و تلفظ کلمه حال-گردیدن | کلماتور
معانی کلمه : حال گردیدن
تلفظ بین المللی :
/hˈɑl ɡardˈidan/
تلفظ :
[h'Al gaRd'idan]
پیمایش سریع
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
کلمات مرتبط
گردیده حال
حالی به حالی گردیدن
حال
حال انکه
حال دادن
حال مخصوص
حال ندار
حال گرفتن
حال آمدن
لغت نامه دهخدا
فرهنگ فارسی
لغت نامه دهخدا
حال گردیدن. [ گ َ دی دَ ] ( مص مرکب ) تغییر یافتن حال. متغیر شدن حال. ( غیاث ) :
همین بسست که گردد زبان و حال بگردد
فصاحت سخن عشق صرف و نحو ندارد.
نعمت خان عالی.
فرهنگ فارسی
متغیر شدن حال
کلمات مرتبط
گردیده حال
حالی به حالی گردیدن
حال
حال انکه
حال دادن
حال مخصوص
حال ندار
حال گرفتن
حال آمدن
نظرات